معين الدين محمد زمچى اسفزارى
482
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
را از اسيران كه تعلق بامرا دارد بازفرستد ، دست از حرب كوتاه كنم و الا انهار اين ديار را ويران « 1 » خواهم كرد ، ملك جواب گفت اگر بكتوت تمامى اين مملكت را بسوزد يك تن از آن گروه بيرون نخواهم فرستاد ، روز ديگر شيخ ابو احمد بعزيمت ديدن بكتوت از هرات بيرون رفت ، چون بلشگرگاه او رسيد هيچكس نديد ، چند فرسنگ ديگر « 2 » از عقب برفت از بكتوت و سپاه او اثر نيافت ، شيخ سوارى پيش ملك فرستاده از رفتن بكتوت بر سبيل استعجال خبر داد ، بعد از تفحص احوال معلوم كردند كه شاهزاده يسور را اعلام داده بودند كه در اين هفته لشكرهاى عراق « 3 » و خراسان به قصد او ميرسند بدان سبب بكتوت را طلب داشته بود چون بكتوت پيش شاهزاده يسور رسيد « 4 » خبر آمد كه لشكر عراق و خراسان ساخته شدهاند اما دو ماه ديگر خواهد شد تا برسند ] « 5 » ، شاهزاده يسور « 6 » ازين خبر خوشحال شده از قراتيبه لشكر بهرات كشيد ، و بكتوت و مباركشاه را برسم طليعه و مقدمه پيشتر فرستاد ، و خود روز دوشنبه دوم « 7 » ربيع الاول سنهء مذكوره در مرغزار « 8 » بشوران نزول كرد ، ملك « 9 » نيز فرمود تا ابطال رجال سپاه او اسباب حرب ساخته در حفظ و حراست دروب و بروج احتياط تمام بجاى « 10 » آورند « 11 » ، [ هرچند نواب ملك و اشراف شهر گفتند اگر ملك « 12 » محقر نزلى پيش شاهزاده فرستد
--> ( 1 ) - پا : ويران و هموار خواهم . ( 2 ) - پا : از عقب برفت از بكتوت و سپاه او اثر نيافت ، شيخ سوارى پيش ملك فرستاده از رفتن بكتوت بر سبيل استعجال خبر داد ، بعد از تفحص . مج : از عقب رفت از بكتوت و سپاه او خبر داد ، بعد از تفحص . ( 3 ) - پا : عراق و خراسان به قصد . ( 4 ) - پا : رسيد باز خبر آمد . ( 5 ) - تا اينجا از زيادات پا و مج مىباشد . ( 6 ) - پا . مج : [ ازين خبر خوشحال شده ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 7 ) - مج . مك : دوشنبه دوم ربيع الاول . پا : دوشنبه ربيع الاولى . ( 8 ) - مرغزار بشوران : از مرغزارهاى بادغيس . ( 9 ) - مج . پا : ملك نيز فرمود . مك : ملك فرمود . ( 10 ) - مج : آورند . مك : آرند . پا : آوردند . ( 11 ) - عبارت : [ هرچند نواب ملك و اشراف . . . از دست او بيرون كنيم آنگاه ] . از زيادات مج و پا مىباشد . ( 12 ) - مج : محقر نزلى . پا : محقرى نزلى .